تبليغاتX
خانه ی سبز ما

خانه ی سبز ما

روزمرگی های من و همسری
ماه من، غصه چرا؟!

ماه من، غصه چرا؟!
آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر، به مامی خندد!
یا زمینی را که، دلش از سردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت!
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت،
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست!
ماه من، غصه چرا؟!
تو مرا داری و من
هر شب و روز،
آرزویم،همه خوشبختی توست!
ماه من! دل به غم دادن و از یأس سخن ها گفتن
کار آنهایی نیست، که خدا را دارند...
ماه من! غم و اندوه، اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق،
زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا، چتر شادی واکن
و بگو با دل خود، که خدا هست، خدا هست!
او همانی است که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد...
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد، همه زندگی ام،
غرق شادی باشد...
ماه من! غصه اگر هست، بگو تا باشد!
معنی خوشبختی،
بودن اندوه است...!
این همه غصه و غم، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین...
ولی از یاد مبر،
پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا!
و در آن باز کسی می خواند،
که خدا هست، خدا هست
و چرا غصه؟! چرا؟!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت16:22توسط رها |
عشق اول از علي و فاطمه امد پديد


هوا بوی گل گرفته بود . بوی عطر محمدی . بوی پر ملائک ...
صدای هلهله ای غریب به گوش می رسید . صدای تسبیح می آمد
صدای پای بهار بود...
محمد(ص) سر فاطمه(س) را به دامن گرفته بود و از شادی در پوست
خود نمیگنجید . برق چشمانش گویی که زمین و آسمان را روشن
کرده بود.
- جبرئیل آمده بود فاطمه جان!
- می دانم یا رسول الله !
- خدا تو را برای علی خواستگاری کرده... زیر درخت طوبی... با هلهله ملائک...
- می شنوم پدر!
- تو میشوی خانم خانه علی ... و نسل من تا ابد الدهر از شما دوتاست...
فاطمه شرم میکند . سرش را از دامن پدر بر می دارد و سر به زیر می اندازد
محمد (ص) دلش پر میزند برای آنکه پیشانی فاطمه اش را ببوسد...
فاطمه محبوب دم بخت اش را...

سالروز ازدواج حضرت علي با بانوي دو عالم حضرت فاطمه(س)بر تمام دوستداران ولايت و امامت مبارك باد

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت10:29توسط رها |
اعتماد به نفس

سلام دوستاي مهربون اميدوارم خوب باشيد ازتون ميخوام اين پست رو با دقت بخونيد خيلي مطالب خوب و جامعي در موردنگرش ما به زندگي رو بيان ميكنه مطمعنم خوشتون مياد !!!!

آيا با خود احساس‌ راحتي‌ و آرامش‌ مي‌كنيد؟

انسان‌ ناگزير است‌ كه‌ سرتاسر زندگي‌ خويش‌ را در كنار اين‌ ‹‹خود›› سپري‌ كند ‹‹خود››ي‌ كه‌ از آغاز به‌ اوداده‌ شده‌ است‌.

هر كسي‌ مي‌تواند تغييرات‌ و دگرگونيهاي‌ بسياري‌ در اين‌ ‹‹خود›› خداداد بوجود بياورد.

ما مي‌توانيم‌ تغيير كنيم‌ و مي‌كنيم‌.

عدم‌ اعتماد به‌ نفس‌، زندگي‌ را براي‌ بسياري‌ از انسانها به‌ جهنمي‌ مبدل‌ ساخته‌ است‌.

دوست‌ داشتن‌ خويشتن‌، ضرورت‌ بقاي‌ آدمي‌ است‌ و به‌ اين‌ معناي‌ چشم‌ پوشي‌ و غفلت‌ از ضعفها و كاستيها و كامل‌ پنداشتن‌ خود نيست‌.

هيچكس‌ نمي‌تواند يك‌ رابطه‌ پايدار ارضا كننده‌ را در جريان‌ يك‌ داد و ستد ‹‹خريداري‌›› نمايد.

اعتماد كاذب‌، ناپايدار و لرزاني‌ كه‌ بر تمجيدهاي‌ ديگران‌ بنا مي‌شود. با رفتن‌ آنها فرو مي‌ريزد.

بناسازي‌ اعتماد به‌ نفس‌ بر آراء و عقايد ديگران‌، غيرممكن‌ است‌.

شما نمي‌توانيد عقيده‌اي‌ را كه‌ درباره‌ خويشتن‌ داريد، براساس‌ عقايد و تأئيدات‌ ديگران‌ بنا سازيد.

يكي‌ از مهمترين‌ ملزومات‌ يك‌ زندگي‌ پرنشاط و ارضاء كننده‌ اعتماد به‌ نفس‌ است‌.

اعتماد به‌ نفس‌ به‌ شما امكان‌ مي‌دهد كه‌ بدون‌ آنكه‌ احساس‌ بي‌ارزشي‌ كنيد يا دنيا را پايان‌ يافته ‌تصور كنيد. حق‌ ارتكاب‌ اشتباه‌ شكست‌ را براي‌ خود قائل‌ باشيد.

حتي‌ كساني‌ كه‌ قادر به‌ فريب‌ ديگران‌ هستند. از عهده‌ فريب‌ دادن‌ خود بر نمي‌آيند.

اعتماد به‌ نفس‌ محصول‌ يك‌ تصوير ذهني‌ سلامت‌ است‌.

واكنش‌ انسان‌ نسبت‌ به‌ تجربيات‌ و رخدادهاي‌ روزمره‌ زندگي‌ متأثر از نوع‌ نگاه‌ او به‌ خويشتن‌ است‌.

تصوير ذهني‌ محصول يك‌ عمر تجربه‌ و نگرش‌ است‌.

انسان‌ در هر برهه‌اي‌ از زندگي‌ ممكن‌ است‌ با يك‌ حادثه‌ دگرگونساز مواجه‌ شود.

اغلب‌ ما انسانها زحمت‌ مبارزه‌ با اين‌ تصاوير ذهني‌ را به‌ خود نمي‌دهيم‌. زيرا اين‌ تصاوير بدون‌ آنكه‌ توجهي‌ به‌ خود جلب‌ كنند در طول‌ يك‌ عمر به‌ آرامي‌ و آهستگي‌ در حال‌ شكل‌ گرفتن‌ بوده‌اند.

تمام‌ تجربياتي‌ كه‌ پشت‌ سر نهاده‌ايم‌ تصوير ما را از خويشتن‌ ترسيم‌ كرده‌اند، تصويري‌ كه‌ آن‌ را پذيرفته‌ و به‌ آن‌ ايمان‌ آورده‌ايم‌، اما اين‌ تصوير ممكن‌ است‌ تصويري‌ نادرست‌ باشد.

تمام‌ رخدادها و تجربيات‌ آگاهانه‌ انسان‌ در طول‌ زندگي‌، در مغز او ضبط و انباشته‌ شده‌ و قابل‌ انتقال ‌به‌ زمان‌ حال‌ هستند.

اگرچه‌ خاطرات‌ در عمق‌ هشياري‌ انسان‌ پنهان‌ شده‌اند. ولي‌ تأثيري‌ در زندگي‌ روزمره‌ او دارند.

بودن‌ در اين‌ سياره‌، لذت‌ بردن‌ از مواهب‌ زندگي‌ و تجربه‌ حيات‌ حق‌ مسلم‌ تمامي‌ انسانهاست‌.

چه‌ بسيار حقارتها و شكستها كه‌ بخاطر شاگرد ممتاز نبودن‌ و ضعف‌ تحصيلي‌ و نبردن‌ جوايز ورزشي ‌به‌ كودك‌ تحميل‌ شده‌ است‌.

هر انساني‌ در رفتارهاي‌ خود شخصيتي‌ را منعكس‌ مي‌سازد كه‌ به‌ عقيده‌ او مطلوب‌ ديگران‌ است‌.

كودكي‌ كه‌ به‌ طور مستقيم‌ يا غير مستقيم‌ ‹‹بازنده‌›› خطاب‌ مي‌شود. به‌ خود برچسب‌ ‹‹بي‌لياقتي‌›› مي‌زند و با اين‌ ‹‹خود برچسب‌ زني‌›› شكستهاي‌ آينده‌ وي‌ تقريباً تضمين‌ مي‌شود.

نمي‌خواهم‌ بگويم‌ كه‌ علت‌ تمام‌ شكستهاي‌ ما نگرش‌ ذهني‌ ‹‹توقع‌ شكست‌›› است‌ اما اكثر آنها چنين‌ مي‌باشد.

به‌ تشويق‌ رفتارهاي‌ خوب‌ بپردازيد اما ابتدا اطمينان‌ حاصل‌ كنيد كه‌ اين‌ تشويق‌، تشويقي‌ صميمانه ‌و خالصانه‌ است‌ زيرا هيچ‌ چيز براي‌ انسان‌ توهين‌ آميزتر از شنيدن‌ يك‌ تشويق‌ و دو رويانه‌ و چاپلوسانه‌ نيست‌.

به‌ جاي‌ متوسل‌ شدن‌ به‌ واكنش‌هاي‌ سرزنش‌آميز و تحقير كننده‌ معمول‌، بايد رفتارهاي‌ مثبت‌ كودك ‌را در مركز توجه‌ خود قرار دهيم‌. زيرا تنها با اين‌ روش‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ بدون‌ صدمه‌ رساندن‌ به‌ اعتماد به‌نفس‌ كودك‌، اشتباهات‌ او را مورد تصحيح‌ قرار داد.

شكستها و اشتباهات‌، بخشي‌ از فرآيند يادگيري‌ هستند و نه‌ به‌ معناي‌ رسيدن‌ به‌ آخر خط.

 

 

+نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت10:16توسط رها |
جبران خلیل جبران

سلام به همگي ..ديشب داشتم يكي از كتابهاي جبران خليل جبران رو ميخوندم  خيلي خوشم امد تصميم گرفتم قسمت هاي از اونو براي شما بنويسم  به اميد اينكه خوشتون بياد........

 

خداوند درون ماست ..پس با يست آرام شويم وبگذاريم جان ها مان آرام گيرند ان گاه به هستي عشق پي خواهيم برد ......

 

 

زندگي روزانه ي شما پرستشگاه شما و دين شما ست ...ان گاه كه به درون آن  پاي مي نهيد...همه هستي خويش را همراه داشته باشيد.....

 

 

انسانيت سرشتي خدايي است كه از درون يكپارچه است ...اما ازبيرون پاره پاره  شده است!

 

 

 

 وقتي راه مي روم تو به من نزديكي وقتي كار ميكنم تو با من سخن ميگو يي وآن گاه كه تنها يي مرا مي بلعد حضور تو در كنارم تجلي مي  يابد لحظاتي هست كه مي دانيم ميان ماو آنان كه دوستشان داريم هيچ فاصله اي نيست!

 

 

نگوييد "حقيقت را يافته ام "

 

بلكه بگوييد"در حقيقتي را يافته ام"

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت10:33توسط رها |