![]()
مهر رخشا نکوترین چهراست شب یلدا تولد مهر است
این همایون شب خیال انگیز هست در آخرین شب پائیز
بیخ و بن در حماسه گستردست در نهادش حماسه پروردست
لفظ یلدا اگرچه سریانیست شب مهر آفرین ایرانیست![]()
![]()
سلام دوستاي عزيزم ![]()
اميدوارم خوب باشيد پيشاپيش فرا رسيدن عيد قربان و همچنين شب يلدا رو به همه تبريك عرض ميكنم اميدوارم هميشه شاد و تندرست باشيد ![]()
![]()
حرف خاصي ندارم فقط چند وقتي هست بعضي از دوستان يه مقداري احساس خستگي و نا اميدي ميكنند باور كنيد هر وقت به وبشون سر ميزنم كلي ناراحت ميشم
چون دوستاي گلم بخدا دونيا ارزش اين نا مهربونيا و غم و غصه ها رو نداره ...تو را به خدا قدر روزهاي شاد با هم بودن رو بدونيد مشكلات هميشه هست ولي ما بايد جلوي مشكلات وايسيم و نزاريم جلوي زندگي شاد و پر از محبت ما رو بگيره همواره شاد و موفق باشيد و ايام به كام ...![]()
![]()
به یادم هست روزی مصرانه به تو گفتم:"ما هرگز خسته نخواهیم شد...هرگز..."اما مدتی است پی فرصتی میگردم تا به تو بگویم ما نیز خسته میشویم و خسته شدن حق ماست.اینکه خسته میشویم و از نفس میافتیم مساله ای نیست مساله این است که بتوانیم زیر درختی کنار جوی ابی روی تخته سنگی در کنار هم بنشینیم و خستگی از تن و روح بتکانیم.خسته نشدن خلاف طبیعت است همچنان خسته ماندن
دیگر نمیگویم که "ما تا زنده ایم خسته نخواهیم شد " بلکه میگوییم:"ما هرگز خسته نخواهیم ماند"
انسان در این راه دراز با کوله بار سنگین حق است که گهگاه در اعصاب و عضلات خود احساس کوفتگی کند.عیبی نیست مهم این است که بتوانی جایی برای نشستن سفره گستردن سر بر بالش محبت نهادن به تحلیل درد و خستگی پرداختن انتخاب کند و بعد زنده تر از پیش تازه نفس و سرحال حرکت کند
عظمت در یکنواختی حرکت نیست در تداوم حرکت است در باقی ماندن به میل حرکت در ایمان به حرکت و بازگشت به حرکت![]()
![]()
(ناصر ابراهيمي)
سلام دوستاي عزيز و مهربونم ![]()
ديروز جمعه من و همسري تصميم گرفتيم برا نهار بريم يه جاي خوش اب و هوا و چند ساعتي رو دردامان طبيعت باشيم .![]()
..خدا رو شكر به خاطر اين هواي خوب و مطبوعي كه اين روزا تو شهر ما شاهدش هستيم من هم صبح زود بيدار شدم و تمام مقدمات رفتنمون رو مهيا كردم شب با زهرا دوستم تماس گرفتم و اونو همسرش رو هم دعوت كرديم خيلي خوشحال شد و كلي تشكر كردن .![]()
.خلاصه نزديكاي ظهر رفتيم و زهرا و شوهرش رو هم با خودمون برديم خيلي خوش گذشت صبح زود برنج رو اماده كردم و گوشت هم برا كوبيده برده بوديم جاتون خالي همسري و آقا كوروش همسر زهرا چه كبابي درست كردن دوغ و سبزي و ترشي هم بود خلاصه بعداز نهار هم كمي پياده روي كرديم .
..عصري موقع برگشتن به پيشنهاد زهرا يه سر رفتيم سر زمينهاي كشاورزي بابا و عمواي زهرا خلاصه كلي هويج و گل كلم و بادمجان و نارنج دادن با خودمون اورديم
..من عاشق نارنج هستم اون عطرش ديونم ميكنه ..
.دستشون درد نكنه .
..ديشب يهو يه سردرد عجيب اومد سراغم ..بهدي سرم درد ميكرد كه نزديك بود بيهوش بشم
ولي شكر خدا بعداز كمي استراحت
امروز صبح خيلي قبراق بيدار شدم و برا همسري عزيز يه صبحانه ي مفصل اماده كردم .
..من و همسري از اول زندگي مشتركمون محال يه روز صبحانه با هم نخوريم البته من بيشتر وقتا صبحانه ميل ندارم و فقط چاي ميخورم .
...من هميشه خدا رو شكر ميكنم
بخاطر داشتن همسر خوب دوستاي خوب و مهربون و از همه مهمتر سلامتي دو سه روز قبل برادر كوچيكه همسري برام مسيج زد و ازم يه درخواست داشت برادر همسري دانشجو ارشد هستن و يه سالي ميشه خونواده عموم يه دختر خيلي قشنگ از فاميل دور رو براش نامزد كردن ولي هنوز درس اون و برادر شوهرم تموم نشده به اميد خدا سال اينده عروسي ميكنن ![]()
..برادر شوهرم طفلي بيكاره و تمام هزينه ي تحصيل اون به عهد ي همسري عزيز هستش ...ما رسم داريم برا شب چله داماد برا عروس يه هديه ميبره
برادر شوهرم با من تماس گرفت و گفت ميخوام برا نامزدم يه انگشتر طلا بگيرم ولي پول كافي ندارم و روم نميشه به داداش بگم ..
.اگه مقداري پول برام بفرستي ممنون ميشم .
.نميخوام كسي از خونوادم بفهمه ...من دوستاي عزيز يه هفتاد توماني چند وقت بود جمع كردم تا يه چيزي برا خودم بگيرم دلم نيومد بهش بگم ندارم همشو امروز برا داداش همسري فرستادم ..
.اينجوري خيلي بهتره احساس خوبي دارم ..وقتي اون خوشحال باشه منم خوشحالم اونا منو مثل خواهر خودشون شايد هم نزديك تر ميدونن ..
..خلاصه دوستاي عزيز اينم از ماجراهاي اين چند روز .............![]()
![]()
![]()
از خدا ميخوام به همه سلامتي و عزت بده ...همواره شاد و تندرست باشيد ![]()
ماه من، غصه چرا؟!
آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر، به مامی خندد!
یا زمینی را که، دلش از سردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت!
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت،
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست!
ماه من، غصه چرا؟!
تو مرا داری و من
هر شب و روز،
آرزویم،همه خوشبختی توست!
ماه من! دل به غم دادن و از یأس سخن ها گفتن
کار آنهایی نیست، که خدا را دارند...
ماه من! غم و اندوه، اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق،
زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا، چتر شادی واکن
و بگو با دل خود، که خدا هست، خدا هست!
او همانی است که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد...
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد، همه زندگی ام،
غرق شادی باشد...
ماه من! غصه اگر هست، بگو تا باشد!
معنی خوشبختی،
بودن اندوه است...!
این همه غصه و غم، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین...
ولی از یاد مبر،
پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا!
و در آن باز کسی می خواند،
که خدا هست، خدا هست
و چرا غصه؟! چرا؟!![]()
![]()
![]()
هوا بوی گل گرفته بود . بوی عطر محمدی . بوی پر ملائک ...
صدای هلهله ای غریب به گوش می رسید . صدای تسبیح می آمد 
صدای پای بهار بود...
محمد(ص) سر فاطمه(س) را به دامن گرفته بود و از شادی در پوست
خود نمیگنجید . برق چشمانش گویی که زمین و آسمان را روشن
کرده بود.
- جبرئیل آمده بود فاطمه جان!
- می دانم یا رسول الله !
- خدا تو را برای علی خواستگاری کرده... زیر درخت طوبی... با هلهله ملائک...
- می شنوم پدر!
- تو میشوی خانم خانه علی ... و نسل من تا ابد الدهر از شما دوتاست...
فاطمه شرم میکند . سرش را از دامن پدر بر می دارد و سر به زیر می اندازد
محمد (ص) دلش پر میزند برای آنکه پیشانی فاطمه اش را ببوسد...
فاطمه محبوب دم بخت اش را...
![]()
سالروز ازدواج حضرت علي با بانوي دو عالم حضرت فاطمه(س)بر تمام دوستداران ولايت و امامت مبارك باد ![]()
![]()
سلام دوستاي مهربونم ![]()
ديروز بعد از پنج شش ماه كه از رفتن خونواده ي پدرم ميگذره براي خريد چند سفارش كه هم مامان خودم تلفني گفته بود هم مامان همسري به شهري كه سي و پنج سال خانه ي پدري من اونجا بود رفتم خدا جون كلي خاطره جلو چشم جمع شد اتفاقا چند تا از همسايه ها رو هم ديدم اونا هم حال و روزشون بهتر از من نبود همه اظهار دلتنگي ميكردن
اونا همش حال بابا مامان و بچه ها رو ميپرسيدن با اينكه دوست داشتم بيشتر تو اون محله بمونم ولي بايد سفارشات خانواده رو انجام ميدادم ...مامان جون سفارش كشك محلي كرده بود اخه ارغوان جون ويارش همش دلش كشك ميخواد الهي قربونش برم![]()
سفارش مامان همسري هم يه چيز بسيار خوشمزه و مقوي هستش كه سوغات شهر ماس البته شهر بابام اينا اونم عصاره ي كنجد و شيره ي خرما هستش كه وقتي مخلوط ميشن خيلي خوشمزه ميشن البته جديدا شركت حلواي عقاب هم اين محصول رو درست ميكنه اينم تبليغ برا اين شركت
....يه چيز ديگه اينكه من از بچگي يه خال سياه سمت راست گوشه ي پايين لبم دارم !!!!ببينم ادرس خال رو درست دادم !!!آره درسته .
..خلاصه مادر بزرگ و عمه ي بزرگم كه به رحمت خدا رفتن هم همين خال رو داشتن برا همين از پدرم گرفته تا عمو كوچيكه و همچنين پسر عمه هام عاشق اين خال من هستن
و ميگن وقتي تو رو ميبينيم انگار مادر بزرگ و عمه رو ميبينيم ..
..تا حالا چند بار خواستم اين خال جنجالي رو بردارم ولي هر بار يكي مخالفت كرده
ديروز يهو به سرم زد برم پيش دكتر و درش بيارم ولي ميدونم همه از دستم ناراحت ميشن ....شكر خدا همسري رو اين مورد سخت گير نيست و ميگه هر جور خودت راحتي ...خوب دوستاي مهربونم اميدوارم همگي شاد و تندرست باشيد ![]()
![]()
سلام دوستاي مهربونم ![]()
الان قالب وبلاگم رو عوض كردم
...خيلي قالب قشنگي بود خودم خيلي دوسش داشتم
ولي سنگين بود از ديروز با مشقت زياد وبم باز ميشد منم تصميم گرفتم تا زماني كه يه خورده اوضاع سرعت اينترنت بهتر بشه از همين قالب هاي ساده استفاده كنم .
..تا نيم ساعت قبل زهرا دوستم اينجا بود امروز صبح سبزي تازه گرفته بوديم و تصميم گرفتيم با كمك هم اونا رو اماده كنيم دستش درد نكنه خدايش اگه اون نبود معلوم نبود كي كار تميز كردن سبزيا تموم ميشد الان هم رو اجاق هستن و عطر اونا تمام خونه رو پر كرده
...اين چند روز هوا همش ابري من كه عاشق اين هوا هستم
امروز با زهرا كلي حرف زديم طفلي دختر كوچولوش سرماخورده بودو اصلا نا نداشت
اين روزا عجيب دلم هواي خونوادم رو كرده با اينكه دو هفته نيست از پيششون اومدم و هر روز تلفني با هم حرف ميزنيم ولي خوب بازم دلم براشون تنگ ميشه
...خيلي دوس داشتم پيش اونا بودم
ديشب با خواهري صحبت ميكردم
همسرش برا مسابقات تكواندو رفتن همدان
خواهري ميگه همون روز اول مصدوم شده و از ادامه ي مسابقات جا مونده .![]()
..حالا همسري همش از شوخي ميگه علي جون مهم نيست چيزي از شايستگي هات كم نميشه
و همش ترانه ي ملي پوشان رو براش ميخونه خواهري هم همش حرص ميخورد امان از دست همسري![]()
امروز صبح رفته بودم تو حياط ديدم يه چيز سياهي افتاده يه گوشه رفتم نزديك چشمتون روز بد نبينه يه هزار پاي بزرگ افتاده بود گوشه ي حياط
از ترس نزديك بود جيغ بزنم
ولي زودي جلوي خودمو گرفتم باور كنيد تا به حال هزار پاي به اين بزرگي نديده بودم معلوم نيست از كجا اومده بود ؟؟؟!!!!![]()
![]()
خوب دوستاي عزيزم اميدوارم هميشه شاد و سلامت باشيد
....قدر لحظه هاي قشنگ زندگي رو بدونيد و همواره خوب زندگي كنيد ....![]()
![]()
سلام دوستاي مهربونم ![]()
اميدوارم حال همگي خوب و خوش باشه و در كنار خانواده هاي عزيزتون اوقات شادي رو سپري كنيد
....من با يه تاخير نسبتا طولاني اومدم ..
..جونم براتون بگه از اوايل هفته يه خورده كسالت داشتم كه شكر خدا رفع شد از يكي دو روز قبل هم افتادم به جون خونه و از پرده ها گرفته تا سرويس بهداشتي و تموم كابينت هاي اشپز خونه رو با اجازتون تميز و مرتب كردم .
..خدايش همسري هم كمك كرد طفلي ديروز خسته از سر كار اومده اول پرده هاي خونه رو نصب كرده .
.دست گلش درد نكنه ..
.از هواي شهرمون كه ديگه نپرسيد ماشالله انگاري بهاره ..
.باور ميكنيد ما برعكس جاهاي ديگه ايران كه برگ درختا ريخته و هوا بكلي سرد شده ما هواي كاملا بهاري رو تجربه ميكنيم و درختا حسابي سبز و تميز شدن
...اين چند روز هم حسابي بارون اومده
...و خلاصه هر چه هست زيباي و نشاط است ولي خوب سرعت اينترنت هنوز هم مثل سابق پايينه
..دفعه قبل كه كه گفتم سرعت اينترنت پاينه چند تا از دوستاي عزيز چيز خوبي گفتن :اونم اينه كه رها خانوم اون همه زيباي و صفا و صميميتي كه تو شهرهاي كوچيك هست ارزش اينو داره كه بخاطرش سرعت پايين اينترنت رو تحمل كني ...خدايش هم راست ميگن ![]()
...امروز برا نهار درست كردن عجله ندارم ..من و همسري امروز روزه گرفتيم
..خدا قبول كنه برا افطاري هم تصميم گرفتم يه اش رشته حسابي درست كنم ..
اميدوارم هميشه شاد و سلامت باشيد و از تك تك لحظه هاي با هم بودن لذت ببريد
......سبز باشيد
سلام به همه ي دوستاي نازنين و خوبم ![]()
![]()
قبل از هر چيز از همه ي شما معذرت ميخوام
كه تو اين چند روزه به ديدنتون نيومدم باور كنيد از دست اين سرعت پايين اينترنت دلمون خونه اين چند روز به حدي سرعت اينترنت تو شهر ما پايين بوده كه صداي همه در اومده ...خوب چكار ميشه كرد اين مشكل تو بيشتر شهراي كو چيك هست .
...من اصولا ادم معترضي نيستم ولي تو اين چند روز اعصابم بهم ريخته بود
و همسري همش از شوخي ميگفت ...واي واي ببين اوضاع چقدربده كه رها با اين اعصاب آروم هم قاطي كرده .
...ولي امروز شكر خدا بهتره .
..خوب بگذريم ..اين چند روز دنبال كاراي دانشگاه داداش كوچيكم بودم ![]()
..قصد داره به عنوان مهمان به شهر محل سكونت خونوادم بره و شكر خدا كاراش درست شدن ...پنجشنبه بعد از هشت نه سال كه به هيچ بانكي نرفته بودم برا حواله مقداري پول برا خواهر همسري به بانك رفتم خداي من چقدر شلوغ بود تو اين سرما از بس بانك شلوغ بود نفسم بند اومده بود ...سرم گيج ميرفت با خودم گفتم خداي من همسري چطور تو اين شرايط كار ميكنه
...از اينجا يه خدا قوت اساسي به همسري و دوست مهربونم سيمين ميگم .
..الان خواهر همسري تلفن زدنن و گفتن پول رو گرفتن و كلي خوشحال شد ...طفلي تو اين ماه تولد دو تا از دوستاي دانشجوش هستش و اون هفته كه من رفته بودم شهرستان بهم گفت :روم نميشه دوباره به داداش محسن بگم برام پول حواله كنه ![]()
. ..هواي شهر ماهم حسابي سرد شده و ديشب بخاري رو نصب كرديم ..
.من تمام فصلها و روزهاي خدا ي مهربون رو دوست دارم ولي پاييز و زمستان چيز ديگه اي هستن .
..ديشب خواهري تلفن زد الهي بميرم براش يه كم مريض احوال بود
گفت دكتر بهم گفته تا چند هفته ي ديگه حالت بهتر ميشه .
.منم بهش گفتم قربونت برم عزيز دلم من تو اين يك مورد كوچكترين تجربه اي ندارم كه بتونم كمكت كنم ولي برات دعا ميكنم
اين روزها رو به سلامتي سپري كني ....ديشب برا شام همسري كباب درست كرد ... دستش درد نكنه خيلي خوشمزه بودن ولي يه نمه شور بودن ولي من هيچي نگفتم :ولي خودش همش ميگفت رها شور شدن نه ؟اچند وقته يه چند كيلوي چاق شدم
...تصميم گرفتم يه خورده رژيم غذايمو...تغيير بدم
اميدوارم بتونم ...براي هميه شما آرزوي شادي و سلامتي دارم همواره سبز باشيد ![]()
![]()
سلام دوستاي نازنين و خوبم ![]()
![]()
خدا رو شكر كه دوباره تونستم بيام اينجا و با شما باشم .
.دلم برا همه ي شما ها تنگ شده بود شكر خدا مسافرت خوبي بود و خيلي بهم خوش گذشت ...ديروز عصر با همسري برگشتم ..اخه اون هم اخر هفته رو مرخصي گرفته بود تا هم به ديدن خانوادش بياد هم منو كه اين بار كمي تا قسمتي زيادي خونه ي بابام مونده بودم برگردونه خونه ![]()
به قول دوست عزيزم سيمين ياد ايام مجردي افتاديم .
...و به كل زندگي مشترك رو فراموش كرديم ولي خوب بعضي وقتا چند روزي دور بودن از همسر خوبه و باعث ميشه بيشتر قدر همديگه رو بدونيم و و دلمون بيشتر برا هم تنگ بشه ..امان از خونه اي كه چند و قت بدون خانوم خونه باشه ...چيزي نگم بهتره باور كنيد از ديروز كه اومديم كار من نظافت و تميزي خونه است !!!!!!!!!.
.امان از دست اين آقايون كه فقط خونه رو به هم ميريزن من نميدونم چطور تحمل دارن تو چنين و ضعي زندگي كنن
همسري هم طبيعتا از بقيه آقايون جدا نيست
..ديروز با ديدن خونه چشام گرد شده بودن ..
و تا خواستم چيزي بگم همسري زود اومد و شروع كرد به حرف زدن و توجيه تمام ريخت و پاش هاي كه تو اين يه هفته انجام دادن !!!!!!!!!
خوب بگذريم راستي دوستاي خوبم من تو اين هفته يه خبر خيلي خوب شنيدم و اون اينكه خواهري سه ماهه باردار هستن ![]()
...خدا جون چقدر خوشحالم ..
.باور ميكنيد وقتي شنيدم چقدر شاد شدم اخه همش ميترسيدم خداي نكرده اونم مشكلات منو داشته باشه ولي به لطف خدا اينجور نشد و خواهري قشنگ و مهربونم تا چند وقت ديگه مادر ميشه .![]()
..بازم شكرت خدا جونم .
..خوب هنوز كلي كار ريخته سرم كه بايد انجام بدم ..بازم از همه ي دوستاي عزيزم كه تو اين مدت كه نبودم منو شرمنده كردن و مرتب برام كامنت گذاشتن ممنونم ![]()
...به اميد خدا در اولين فرصت به همه سر ميزنم ...راستي دوست خوبم پريا وبلاگشو حذف كرده خدا جون خيلي ناراحت شدم .
...پريا جون چرا اين كارو كردي ؟؟
اميدوارم دوباره برگردي من منتظر نوشته هاي قشنگت ميمونم ....براي همه آرزوي شادي و سلامتي دارم همواره سبز باشيد ....
![]()
*
زندگي فقط فرصتي است براي تعالي ، براي بودن ، براي شكوفا شدن . زندگي به خودي خود خالي است ، تا خلاق نباشي قادر نخواهي بود آن را با رضايت خاطر پر كني . تو نغمه اي در دل داري كه بايد سراييده شود و رقصي كه بايد اجرا شود .
*
با افراد به عنوان وسيله رفتار نكن ، آنها سر منزل خودشان اند . به آنها وصل شو ، در عشق ، در عزت ، هرگز آنها را در تملك نگير و هرگز در تملكشان قرار نگير ! به آنان وابسته مباش و ديگران را به خود وابسته نكن .


