تبليغاتX
خانه سبز ما
ما همیشه سبز میمانیم

هفت سین خالی از یه سین دیوان حافظ تو بغل
تا که تو از راه نرسی نه شعر میخونم نه غزل
تو باید از راه برسی به مرز و بوم این دیار
تا از حضورت حس کنم رسیده عطر نوبهار
روزی که از راه برسی زمستون از پا در میاد
هفت سین خالی از یه سین سایه ی دستاتو میخواد
تن پوش تازه بر تن و گم شدنم تو آینه
وقتی که تو کنارمی هر روز نوروز منه
دلم ازت جدا نشد نفس تو رو نفس کشید
یه سال از این دوری گذشت قصه به آخر نرسید
به آرزوی دیدنت هفته به هفته نو شدم
جمله ی باز میبینمش وعده ی من شد به خودم
تو داری از راه میرسی زمستون از پا در میاد
هفت سین خالی از یه سین سایه ی دستاتو میخواد
تن پوش تازه بر تن و گم شدنم تو آینه
وقتی که تو کنارمی هر روز نوروز منه

نوشته شده توسط رها در ساعت 17:31 | لینک  | 

سلام دوستای خوب و مهربونم

مشکل اینترنتم هنوز حل نشده برای همین شرمنده شما دوستای خوبم شدم و نتونستم بهتون سر بزنم . انشالله که همگی سلامت و شاد باشید و آماده برای تحویل سال  . از خدا برای همگی سلامتی و موفقیت و شادکامی آرزومندم .. این شعر رو هم تقدیم می کنم به همه ز دوستای عزیز خودم . عید همتون مبارک ...

حال من

بر حول خط تو

اگر حوّل شود...

آنگهم عيد است

تا روز قيامت

عيد باد!

 

نوشته شده توسط رها در ساعت 14:48 | لینک  | 

سلام دوستای مهربونم

خدا میدونه چقدر دلم برا همتون تنگ شده یه ماه میشه اینترنت قطع شده از یه طرف برا نو شدن ساختمون و خونه خوشحالم  از طرف دیگه قطع بودن اینترنت حوصلم رو سر برده ممنون از شما دوستای خوبم که جویای احوالم هستین انشالله زود  اینترنتمون وصل بشه بازم بیام و وبلاگای قشنگتون رو بخونم

در پناه خدای مهربون اوقات شادی داشته باشید

نوشته شده توسط رها در ساعت 10:5 | لینک  | 

سلام دوستای مهربونم

ممنون که جویای حال و احوالم هستین راستش چند روزی هستش که کارگر داره تو خونمون کار میکنه( رنگاری)بخاطر همین اینترنت تقریبا قطع شده و فرصت نمیشه بیام بنویسم انشالله تا اخر هفته کارشون تموم میشه فرا رسیدن زمستان زیبا رو خدمت همتون تبریک میگم امیدوارم ایام شاد و موفقی داشته باشین

دوستون دارم

نوشته شده توسط رها در ساعت 7:51 | لینک  | 

 

 

 

http://www.dl.yekmobile.com/yekmobile/4/5ntdsz.jpg

 

 

چند این شب و خاموشی؟ وقت است كه برخیزم

وین آتش خندان را با صبح برانگیزم

گر سوختنم باید، افروختنم باید

ای عشق بزن در من، كز شعله نپرهیزم

صد دشت شقایق چشم، در خون دلم دارم

تا خود به كجا آخر، با خاك در آمیزم

چون كوه نشستم من، با تاب و تب پنهان

صد زلزله برخیزد، آنگاه كه برخیزم

برخیزم و بگشایم ، بند از دل پرآتش

وین سیل گدازان را ، از سینه فرو ریزم

چون گریه گلو گیرد ، از ابر فرو بارم

چون خشم رخ افروزد، در صاعقه آویزم

ای سایه ! سحر خیزان دلواپس خورشیدند

زندان شب یلدا ، بگشایم و بگریزم



شادروان استاد هوشنگ ابتهاج

 

نوشته شده توسط رها در ساعت 16:41 | لینک  | 

 

السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ

وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين

نوشته شده توسط رها در ساعت 10:18 | لینک  | 

سلام

صبح زیبای آذر ماهیتون به خیر و شادی خدا رو هزار مرتبه شکر بخاطر نعمت عافیت و شادی خدا جون چقدر این روزها سریع میگذرن انگار چند هفته قبل بود از اومدن فصل زیبای پاییز خوشحال بودیم به این زودی اذر ماه هم از راه رسید !!! و باید منتظر اومدن زمستون زیبا باشیم خدا رو شکر دیروز تولد خواهری (مامان بهار )بود براش ارزوی سلامتی و شادی دارم امیدوارم همیشه شاد و با انگیزه سایه پر مهرش بالای سر همسر و گل همیشه بهارش باشه یه خبر دیگه هم اینکه مادر مهربون و قشنگم دو روز پیش اومده شهرستان ولی رفته خونه خالم و مطمعنم از دس بچه های خالم حالا حالاها پیش من نمیاد منم از صبح که بیدار میشم خونه رو مرتب میکنم و برا همسری نهار درس میکنم و میرم دزفول خونه خاله !!!دیروز دختر خالم میگه چقدر پررو هستی دو روزه خودتو شوهرت همش اینجایی پیش مامان من میگم چکار کنم مامانم بدین تا برم خونه خودمون خلاصه این دو روز کلی بهمون خوش میگذره و جمعمون جمع خونه خاله بزرگه ...الهی قربون مامان مهربونم بشم تا اخر هفته قراره شهرستان بمونه و روز چهارشنبه با هم میریم.... برا تاسوعا و عاشورای حسینی شهرستانم اگه خدا قبول کنه نذرم هم امسال برا اولین بار اونجا  انجام میدم دیروز دو تا داداش همسری خونمون بودن بابای رها که نظامی و داداش کوچیکه همسری هر دوشون برا ماموریت اومده بودن خوزستان الان با همسری صبحانه خوردن و رفتن خدا پشت و پناهشون باشه

این روزا خیلی خیلی از خودم و از زندگیم راضیم خدا رو شکر همه چیز عالیه هر صبح رو با عشق و امید به اینده شروع میکنم به نظرم خوشبختی اینه که اعتقادت و ایمان رو تو زندگیت داشته باشی و هر چه کمتر دنبال گناه کردن باشی حالا به هر شکل بعدش ورزش و با نشاط بودن این همه خوشبختی و زندگیه امیدوارم همه دوستان حس و حال این روزای منو داشته باشن و شاد و خوشبخت زندگی کنن به یه ماجرای  واقعی  زیبا تو ادامه مطلب توجه کنید

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رها در ساعت 7:47 | لینک  | 

باز باران بارید ،
خیس شد خاطره ها ،
مرحبا بر دل ابری هوا ،
هر کجا هستی باش ،
آسمانت آبی ،

و تمام دلت از غصه دنیا خالی

نوشته شده توسط رها در ساعت 17:22 | لینک  | 

 

 

 الحمدلله الّذی جعلنا من المتمسّکین بولایة علی‌ابن ابی‌طالب ـ علیه‌السّلام

نوشته شده توسط رها در ساعت 8:14 | لینک  | 

امیدوارم همگی خوب و شاد باشید  ما هم شکر خدا خوبیم خیلی این روزای سرد پاییزی رو دوس دارم بلاخره اینجا هم بارون اومد و هوا نسبت به سالهای قبل خیلی سرد شده و این یعنی خوشحالی بیش از حد برای من !!!بیشتر دوستان  از سرد شدن زیاد هوا گله داشتن ولی من عاشقشم  امشب یه شب خاص برا من و همسری و مثل سالهای قبل یه جشن کوچولو دو نفره میگیریم انشالله

 

13..سال از با هم بودمان گذشته و من هروز بيش از پيش به اين راز پي ميبرم كه تو خلق شده اي براي من تا زيباترين زندگي را برايم بسازي همسر مهربون و فداکارم سیزدهمین سال با هم بودنمون رو از صمیم قلب بهت تبریک میگم   عاشقانه دوستت دارم عزیزم

 

پ.ن:وبلاگ همسرم http://bankemeli1307.blogfa.com/

 

نوشته شده توسط رها در ساعت 18:8 | لینک  | 

 

در شب اول ذیحجه که هلال ماه با کرشمه

 خودنمایی می کرد

خورشید به خانه علی علیه السلام وارد شد

باد صبا همه را خبر رسانید که: زیور ببندید؛

نور با نور پیوست و جهان روشن شد.

درختان شکوفه های خود را بر زمینیان ارزانی داشتند.

 

 

صبح  قشنگ پاییزیتون به خیر و شادی این چند روز همش منتظر بارون بودم چون بیشتر استانا بارون اومده بود گفتم شاید امسال زودتر از سالهای قبل تو شهر ما هم بارون بیاد ولی تا حالا که خبری نبوده امیدوارم امروز تو شهر ما هم بارون بیاد اولین بارون پاییزی این روزا خیلی دلم برا خونوادم تنگ میشه  اخرین باری که شهرستان بودم  یه ماه و نیم قبل بوده دقیق که بگم 37 روز پیش !اگه خدا بخواد تو این هفته میرم شهرستان تا خونوادم رو ببینم پنج شنبه گذشته همسری  تو یه همایش که از طرف بانک برا وبلاگ نویسای بانکی  برگزار شده بود شرکت کرد و دیروز جمعه برگشتن خیلی تجربه خوبی بوده و همسری خوشحال بود که تو این همایش شرکت کرد و تونست دوستای وبلاگی که همه همکاراش هستن رو از نزدیک ببینه  برا این یه روز که تهران بود چند تا سوغاتی هم برا من اورد یه پارچه  مجلسی یه تاپ  دو تا اسپری و یه کارت هدیه (50 تومنی)دست گلش درد نکنه برا خودش و همکارای زحمت کشش ارزوی موفقیت و تندرستی دارم

خوب من با اجازه برم امروز کلی کار دارم که امیدوارم بتونم به همه برسم

 

 


بيست و نهم اكتبر ( 7 آبان ) روز جهاني كوروش نام گذاري شده است كه از ديرباز پارسيان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي داشته و رعايت مي كنند.

اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (29 اكتبر سال 539 پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است .

2548 سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافت كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد. حقوق انسان از دیدگاه کوروش همان زمان مکتوب شده است که موجود است و استوانه کوروش نامیده می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط رها در ساعت 7:34 | لینک  | 

سلام دوستای مهربونم

صبح اولین روز ابان ماهیتون به خیر و شادی خدا رو هزار مرتبه شکر اگه بدونین از دیشب هوا چقدر خنک شده باور کردنش خیلی سخته ولی با شور و شعف باید بگم حقیقت داره بلاخره پاییز خودشو تو شهر و دیارما نشون داد همین چند لحظه قبل همسری بعد از صرف یه صبحانه کامل رفتن سر کار انشالله همیشه تندرست و موفق باشن از امروز هم باید کت و شلوار بپوشن هر سال از اول ابان تا اخر فروردین حتما باید کت بپوشن خدا رو شکر امسال از همین اولین روز هوا خنک شده و اذیت نمیشن دیروز یکی از دوستای دانشگاهیم که اتفاقا همشهریم هم هست از پیش باباش کلی بادمجون و هویج و خیار و ذرت برام اورده !!!اخه بابای مهربونش کشاورزه خدا برکت بهش بده و سایش بالای سر بچه هاش باشه خیلی خوشحال شدم و کلی تشکر کردم بادمجونا رو امروز میخوام سرخ کنم و بزارم تو فریزر قصد دارم با خیار ها هم خیار شور درست کنم ولی از شما چه پنهون  تا به حال چند بار درس کردم خوشمزه نبوده حالا قصد دارم از دوستان وبلاگی طرز درس کردن خیار شور رو بپرسم شاید این بار خوشمزه و خوب از اب در بیان

سال قبل همین موقع ها بود که دوباره خوردن داروها رو شروع کردم و دو هفته بعدش با کلی امید و ارزو رفتم تا دو تا جنین رو که از سال قبل برام نگه داشته بودن رو انتقال بدم که جنین ها کیفیتشون رو از دس دادن و من با دلی شکسته برگشتم

هر چی خواست و رضای خدای مهربون باشه ما راضی هستیم خدایا بخاطر همه  نعمتهای که به ما دادی شکرت

هنو تصمیم نگرفتم برا نهار چی درس کنم الان میخوام برم تو حیاط هم چند حرکت ورزشی انجام بدم هم از این هوای تمیز پاییزی استفاده کنم 

همیشه شاد و موفق باشید

نوشته شده توسط رها در ساعت 7:17 | لینک  | 

شيدايي-علي لهراسبي-مرجع کداهنگ